
اینجاست که نقش بی بدیل رسانه رخ مینمایاند. رسانه تنها ویترینی برای تماشای حوادث نیست؛ بلکه رسالت آن، ایجاد پیوند میان درماندگی و گره گشایی است. وقتی قلمی با صداقت بر صفحه میلغزد، در واقع پنجره ای به سوی وجدان بیدار جامعه میگشاید. این واقعه نشان داد که رسانه میتواند نبض تپنده جامعه باشد و در بزنگاه های سخت، دست افتاده ای را بگیرد و به آغوش امید بازگرداند. این قدرت کلام است که مرزها را میشکند و صدای مظلومیت را به گوشهای شنوا میرساند.
اما در این میانه، نباید از نقش والای انسان های با شرف و دریادل غافل شد. بزرگمردانی چون جناب بختیاری که بدون تامل و درنگ، آغوش گشاده خود را پناه خانواده ای نگران کردند و با یک اشاره، مسیر دشوارِ بستری شدن آن عزیز دلاور را هموار ساختند. یا بزرگ مردی چون نصراللهی که با همت والای خود، شادی را به قلب خانواده آن جانباز بازگرداندند. اینها همان انسان های نایاب هستند که صندلی مسئولیت را به سکویی برای خدمت بدل کرده اند و بوی خوش انسانیت را در فضای جامعه منتشر میکنند.
این زنجیره زرین، از قلم نویسنده تا همت مسئول، ثابت کرد که اگر رسانه به درستی در تعامل با متن جامعه قرار گیرد، میتواند معجزه کند. رسانه میتواند فریاد فروخفته ای را به گوش جان های بیدار برساند و از دل یک بنبست، شاهراهی از امید بسازد. درود بر آن قلمی که گره باز میکند و هزاران درود بر آن وجدان های بیداری که هنوز معتقدند خدمت به یک قهرمان جانباز میهن، بالاترین عبادت است. امروز، لبخند رضایت خانواده جناب دکتر مروانی، زیباترین پاداشی است که بر جریده عالم ثبت شد تا بدانیم هنوز هم میتوان با معجزه کلام و شرافت عمل، دنیا را جای بهتری برای زندگی کرد.



نظرات
0