
قشم؛ جزیرهای که دو برابر کشور بحرین وسعت دارد
نویسنده: دکتر فردین احمدی؛ مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
در نگاه اول، مقایسه جزیره قشم و کشور بحرین شاید تنها یک مقایسه جغرافیایی به نظر برسد، اما کافی است یک عدد را به خاطر بسپاریم تا اهمیت موضوع روشن شود: قشم با حدود ۱۴۹۱ کیلومتر مربع، تقریباً **دو برابر کشور بحرین** است که وسعتش نزدیک به ۷۸۰ کیلومتر مربع برآورد میشود. همین واقعیت ساده نشان میدهد که در دل خلیج فارس، دو سرزمین وجود دارد که از نظر اندازه کاملاً متفاوتاند اما مسیرهای تاریخی و جغرافیایی آنها درهمتنیده و پیچیده است.
قشم، بزرگترین جزیره خلیج فارس، از گذشتههای دور تا امروز بخشی پایدار از جغرافیای ایران بوده و از نظر طبیعی و موقعیت راهبردی اهمیت بسیار داشته است؛ از جنگلهای حرا تا پهنههای بکر جنوبی، از سواحل طولانی تا جایگاهش در مسیر تردد دریایی. بحرین نیز مجموعهای از جزایر کوچک است که در طول تاریخ ادوار مختلفی از حکمرانی دیده و بارها میان قدرتهای منطقهای جابهجا شده است. بخش قابلتوجهی از تاریخ بحرین در ارتباط مستقیم با سواحل جنوبی ایران شکل گرفته است؛ ارتباطی مبتنی بر رفتوآمد دریانوردان، تجارت و پیوندهای فرهنگی.
از منظر تاریخی، منابع متعدد اشاره میکنند که بحرین برای دورههای طولانی تحت نفوذ یا اداره ساختارهای ایرانی قرار داشته است. در قرن بیستم و در شرایط تغییرات بینالمللی و منطقهای، موضوع بحرین بار دیگر اهمیت یافت و روندی شکل گرفت که نهایتاً در دهه ۱۹۷۰ به جدایی رسمی این جزایر از ایران انجامید؛ روندی که در فضای خاص سیاسی آن دوران و تصمیمگیریهای حاکمیت وقت ایران رقم خورد. این بخش از تاریخ، فارغ از هرگونه قضاوت، نشاندهنده خروج بحرین از چارچوب سرزمینی ایران در دورهای است که بسیاری از تحولات منطقه در حال بازتعریف بود.
اما مقایسه قشم و بحرین صرفاً به تاریخ محدود نمیشود. جغرافیا نیز نقشی اساسی در شکلدهی به مسیرهای امروز این دو سرزمین داشته است. قشم بهواسطه وسعت بزرگتر، تنوع طبیعی بیشتر و دسترسی گستردهتر به آبراههای بینالمللی، ظرفیتهای بالقوه فراوانی برای توسعه دارد. ایجاد منطقه آزاد قشم نیز با همین نگاه شکل گرفت؛ یعنی تلاش برای تبدیل این جزیره به محور تجارت، گردشگری و فعالیتهای لجستیکی. با این حال، بخشی از این ظرفیتها هنوز نیازمند سیاستگذاری دقیقتر و برنامهریزی بلندمدت است تا بتواند جایگاه متناسب با وسعت و موقعیت قشم را بالفعل کند.
در مقابل، بحرین به دلیل محدودیت شدید سرزمینی، در مسیر متفاوتی حرکت کرده و ساختار اقتصادی آن عمدتاً بر فعالیتهای خدماتی و مالی شکل گرفته است. اما نکته مهم این است که تفاوت وسعت میان قشم و بحرین ـ تفاوتی که به بیشتر از دو برابر میرسد ـ به ما یادآوری میکند که نقش جغرافیا در شکلگیری سرنوشتها تعیینکننده است. بحرین مجموعهای از جزایر کوچک است و مقیاس سرزمینیاش بهگونهای است که حتی نصف یک جزیره ایرانی به نام قشم نیز نمیشود. این واقعیت، بهویژه برای مخاطبانی که به دنبال شناخت بهتر جغرافیای منطقه هستند، اهمیت زیادی دارد.
در کنار این مسائل، جنبههای فرهنگی و اجتماعی نیز بخشی جداییناپذیر از مقایسهاند. قشم و بحرین هر دو در پهنه تاریخی خلیج فارس رشد کردهاند؛ پهنهای که جابهجایی مردمان، دادوستد، دریانوردی و فرهنگ دریایی مشترک، هویت آن را شکل داده است. در طول قرنها، خلیج فارس عرصهای بوده که مرزهای سیاسی امروز در آن معنا و کارکرد دیگری داشتهاند. مردمان قشم، بندرعباس، بوشهر و سواحل جنوبی ایران، پیوندهایی عمیق با نقاط مختلف خلیج فارس داشتهاند؛ پیوندهایی که بر اساس تجارت سنتی، صیادی و دریانوردی شکل گرفته است.
با این حال، جدا شدن مسیرهای سیاسی این دو جزیره در دوره معاصر موجب شده که امروز قشم و بحرین در جایگاههای متفاوتی قرار گیرند. یکی جزیرهای بزرگ در چارچوب جغرافیای یک کشور، دیگری کشوری کوچک در میان آبهای جنوبی. اما آنچه مهم است، درک نسبتها و مقیاسهاست؛ بحرین با تمام جزایرش، هنوز هم بهاندازه نیمی از قشم نیست. این مقیاس جغرافیایی میتواند برای فهم بهتر تحولات منطقه، ظرفیتهای سرزمینی و حتی تحلیلهای توسعهای مهم باشد.



نظرات
0