
محمد ارکون؛ قرآن در آینهی نقد عقل اسلامی
بازخوانی میراث وحی در مرز سنت، مدرنیته و هرمنوتیک
نویسنده: دکتر فردین احمدی
مدیرمسئول انتشارات بینالمللی حوزه مشق
وقتی قرآن به پرسش کشیده میشود، نه به حاشیه رانده
در تاریخ اندیشه اسلامی، کمتر نامی به اندازهی «محمد ارکون» اینچنین همزمان برانگیزاننده، چالشزا و الهامبخش بوده است. او نه مفسری سنتی بود و نه متفکری سکولار به معنای رایج آن؛ بلکه قرآنپژوهی بود که باور داشت بزرگترین خیانت به متن مقدس، تبدیل آن به متنی غیرقابل پرسش است. ارکون میخواست قرآن دوباره «خوانده» شود؛ نه فقط تلاوت، نه صرفاً تفسیر، بلکه فهمی زنده، تاریخی و انسانی.
محمد ارکون، متفکری برخاسته از الجزایر و بالیده در فضای آکادمیک فرانسه، کوشید پروژهای را سامان دهد که خود آن را «نقد عقل اسلامی» مینامید؛ پروژهای که قرآن در مرکز آن قرار داشت، اما نه بهعنوان متنی ایستا، بلکه بهمثابه رخدادی زبانی، تاریخی و اجتماعی.
زیستجهان فکری ارکون: از قبیله تا کرسی سوربن
محمد ارکون در سال ۱۹۲۸ در الجزایر، در خانوادهای بربر و مسلمان زاده شد. تجربهی زیستهی او، تجربهی زیستن در حاشیهی جهان اسلام و در متن استعمار فرانسه بود. همین موقعیت دوگانه، ذهن او را از همان ابتدا نسبت به «قدرت»، «گفتمان» و «دانش» حساس کرد.
تحصیل در فرانسه، تدریس در دانشگاه سوربن و آشنایی عمیق با سنت فلسفی و انسانشناختی غرب ـ از فوکو و لوی-استروس تا ریکور ـ ارکون را به متفکری بدل کرد که هم از درون جهان اسلام سخن میگفت و هم از بیرون آن را مینگریست. این دوگانگی، نه ضعف، بلکه نقطهی قوت پروژهی فکری او بود.
قرآن نزد ارکون: متن مقدس یا پدیدهی تاریخی؟
یکی از بنیادیترین پرسشهای ارکون این بود:
آیا قرآن فقط «کلام الهی» است یا همزمان «متنی تاریخی»؟
او هرگز قدسی بودن قرآن را انکار نکرد، اما بر این نکته پافشاری داشت که فهم انسان از وحی، همواره تاریخی و مشروط است. از نگاه او، آنچه ما امروز «اسلام» یا «قرائت رسمی از قرآن» مینامیم، محصول فرآیندهای تاریخی، سیاسی و نهادی است.
ارکون میان سه سطح تمایز قائل میشد:
1. وحی به مثابه رخداد الهی
2. قرآن به مثابه متن مدون
3. فهم قرآن در چارچوب گفتمانهای تاریخی
غفلت از این تمایز، به زعم او، زمینهساز جزماندیشی و انسداد فکری در جهان اسلام شده است.
عقل اسلامی و منطقهی ممنوعهی اندیشه
مفهوم کلیدی در اندیشهی ارکون، «نااندیشیدهها» یا Unthought است؛ یعنی حوزههایی از تفکر دینی که به دلایل سیاسی، فقهی یا کلامی، عملاً ممنوع یا مسکوت ماندهاند.
او معتقد بود عقل اسلامی، بهویژه پس از قرون اولیه، بهتدریج به «عقل محافظهکار» بدل شد؛ عقلی که بیش از آنکه در پی فهم باشد، در پی صیانت از ساختار قدرت دینی است. قرآن، در این میان، به متنی تبدیل شد که بیشتر ابزار مشروعیت بود تا منبع پرسش.
هرمنوتیک، زبان و اسطوره
ارکون از هرمنوتیک فلسفی بهره میگیرد، اما هرگز به آن بسنده نمیکند. او زبان قرآن را زبانی نمادین، چندلایه و گاه اسطورهای میداند؛ نه به معنای افسانه، بلکه به معنای زبانی که حقیقت را در قالب روایت، تصویر و استعاره منتقل میکند.
از این منظر، بسیاری از نزاعهای کلامی در تاریخ اسلام، ناشی از «خوانش لفظگرایانه» از متنی است که اساساً برای چنین خوانشی ساخته نشده است. او اصرار داشت که فهم قرآن بدون توجه به زبان، فرهنگ عربیِ قرن هفتم و ساختارهای ذهنی آن عصر، فهمی ناقص و گاه خطرناک است.
نسبت ارکون با سنت اسلامی
یکی از سوءتفاهمهای رایج دربارهی محمد ارکون، نسبت دادن او به «دشمنی با سنت» است. حال آنکه او خود را ادامهدهندهی سنت عقلگرای اسلامی میدانست؛ سنتی که در چهرههایی چون معتزله، فارابی، ابنمسکویه و ابنرشد متجلی شده بود.
ارکون بارها تأکید کرد که پروژهاش نه تخریب دین، بلکه رهایی ایمان از ایدئولوژی است. او ایمان بدون تفکر را خطرناک میدانست و تفکر بدون ایمان را ناقص.
نقدها و مناقشات: ارکون در آتش داوریها
بیتردید، اندیشهی ارکون با نقدهای جدی روبهرو بوده است. برخی از علما، او را متهم به نسبیگرایی و تأثیرپذیری افراطی از غرب کردهاند. در مقابل، برخی روشنفکران سکولار نیز او را به «نیمهراه ماندن» متهم کردهاند.
اما شاید دقیقترین داوری این باشد که ارکون، بیش از آنکه پاسخدهنده باشد، پرسشساز بود؛ و در جهان دینی، پرسشسازی همیشه هزینهبر است.
اهمیت محمد ارکون برای جهان اسلام امروز
در روزگاری که جهان اسلام میان بنیادگرایی و سکولاریسم افراطی گرفتار آمده، اندیشهی ارکون همچنان واجد اهمیت است. او الگویی از دینداری اندیشمندانه ارائه میدهد؛ دینداریای که از پرسش نمیهراسد و از عقل فرار نمیکند.
بازخوانی ارکون، نه به معنای پذیرش بیچونوچرای او، بلکه به معنای وارد شدن به گفتوگویی جدی با پروژهی فکریاش است؛ گفتوگویی که شاید بتواند افقهای تازهای پیش روی مطالعات قرآنی در جهان اسلام بگشاید.
ارکون، متفکر مرزها
محمد ارکون، متفکر مرزها بود؛ مرز میان ایمان و عقل، سنت و مدرنیته، شرق و غرب. او نه پیامبری فکری بود و نه مصلحی تمامعیار، اما بیتردید یکی از صادقترین قرآنپژوهان معاصر در مواجهه با بحران فهم دین بود.
شاید بتوان گفت بزرگترین میراث ارکون این جمله نانوشته است:
قرآن، تنها زمانی زنده میماند که اجازه دهیم دربارهاش فکر کنیم.



نظرات
0