
دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق:
در روزگار ما، قهرمانان واقعی کسانیاند که جانشان را در راه ایمان و عقیده نثار میکنند. آنان که با دستهای خالی، اما قلبی پر از عشق، برای دفاع از حرم اهلبیت (ع) به میدان نبرد میروند. یکی از این قهرمانان، شهید سجاد زبرجدی است؛ جوانی که زندگیاش سرشار از عشق به امام زمان (عج)، خدمت به مردم و جهاد در راه خدا بود.
تولد و کودکی
شهید سجاد زبرجدی در ۱۹ بهمن ۱۳۷۰ در تهران به دنیا آمد. او فرزند سوم خانواده بود و دوران کودکیاش را با سختیهای بسیاری سپری کرد. زمانی که تنها دو سال داشت، پدرش را از دست داد و مادرش که با مشکل تکلم و کمشنوایی دستوپنجه نرم میکرد، مسئولیت بزرگ کردن او و خواهر و برادرش را به تنهایی بر عهده گرفت. اما این مشکلات، هرگز مانع رشد و بالندگی سجاد نشدند.
نوجوانی و آغاز مسیر معنوی
سجاد از همان دوران کودکی، مکبر مسجد بود و به نماز اول وقت اهمیت ویژهای میداد. او که کودکی برونگرا و پرانرژی بود، با بزرگتر شدن، آرامتر و متفکرتر شد. تمام عشقش شده بود فعالیت در پایگاه بسیج محله و حضور در هیئتهای مذهبی. سجاد، هیچگاه فعالیتهایش را از روی عادت انجام نمیداد؛ بلکه همه چیز برایش هدفمند بود:
✔ قدم میزد برای امام زمان (عج)
✔ حرف میزد برای امام زمان (عج)
✔ نیت میکرد برای خشنودی امام زمان (عج)
او حتی به عدد ۵۹، که حاصل جمع نام ابجدیاش بود، اعتقاد ویژهای داشت. هرگاه این عدد را روی شیشه مغازهای میدید، حتماً از آنجا خرید میکرد. حتی در پیامهایش به دوستان، امضای او همیشه «سجاد ۵۹» بود.
تلاش برای خدمت و ورود به سپاه
سجاد، از کودکی کار میکرد تا بتواند کمک خرج خانواده باشد. از بلالفروشی در پارک گرفته تا تعمیرات کولر و آبگرمکن، او هر کاری را با افتخار انجام میداد. اما آرزوی واقعیاش، خدمت در سپاه پاسداران و ورود به یگان صابرین بود. به گفته خودش، یگان صابرین، یگان عشق بود و حضور در آن را افتخاری بزرگ میدانست.
او همیشه با شور و شوق میگفت:
"اینجا رد پای خیلی از شهدای مدافع حرم هست، و من هم میخواهم یکی از آنها باشم!"
عازم سوریه؛ گامهای آخر به سوی شهادت
زمانی که تصمیم گرفت به سوریه برود، برادرش به شدت با او مخالفت کرد. اما سجاد، عزمش را جزم کرده بود. قبل از رفتن، حتی خواستگاری هم کرده بود و انگشتری برای نشان خریده بود، اما درست قبل از اعزام، تماس گرفت و گفت:
"همه چیز را منتفی کنید. این مسیر من است و شاید دیگر بازنگردم."
انگار که میدانست قرار است به آرزویش برسد…
شهادت در راه دفاع از حرم
در ۷ مهر ۱۳۹۵، در حلب سوریه، سجاد زبرجدی به آرزوی دیرینهاش رسید. او به شهادت رسید و پیکرش در قطعه ۵۰ بهشت زهرا (س) آرام گرفت؛ تکهای از بهشت، که هنوز هم زائران زیادی از سراسر کشور و حتی کشورهای دیگر برای زیارتش میآیند.
او شهیدی بود که حتی پس از شهادتش نیز گرهگشای حاجات مردم شد. بسیاری از زائران نقل کردهاند که در کنار مزار او درد دل کردهاند، حاجت گرفتهاند و آرامش یافتهاند.
وصیتنامهای که ماندگار شد
یکی از تأثیرگذارترین بخشهای زندگی این شهید بزرگوار، وصیتنامهای است که برای ما به یادگار گذاشته است:
"اگر درد دل داشتید و یا خواستید مشورت بگیرید، بیایید سر مزارم، به لطف خدا، حاضر و پاسخگو هستم."
او راست میگفت…
بسیاری از زائران، با قلبی پر از اندوه به سر مزارش میروند، اما با دلی آرام و سبکبار بازمیگردند.
کتاب "من اینجا هستم"؛ روایتی از زندگی شهید زبرجدی
برای آنکه زندگی و خاطرات شهید سجاد زبرجدی برای همیشه زنده بماند، کتابی با عنوان "من اینجا هستم" به قلم الهام ملکتاج و با ویراستاری زهرا امینی (یکی از برترین ویراستاران ایران و نخبه قرآنی) چاپ و منتشر شده است.
این کتاب، داستانی واقعی و الهامبخش از زندگی شهیدی است که راه و رسم عشق، ایثار و شهادت را به زیباترین شکل ممکن برای ما روایت میکند.
✅ اگر میخواهید بدانید چگونه یک نوجوان پرشور، به مدافع حرم و شهیدی پرافتخار تبدیل شد…
✅ اگر میخواهید بیشتر از لحظات ناب زندگی شهید زبرجدی بدانید…
✅ اگر میخواهید از خاطرات، دستنوشتهها و وصیتنامه تأثیرگذار او مطلع شوید…
کتاب "من اینجا هستم" را از دست ندهید!
چگونه این کتاب را تهیه کنیم؟
برای تهیه این کتاب ارزشمند، کافی است به شماره 09191570936 پیام بدهید.
کلام آخر
سجاد زبرجدی هنوز زنده است…
او در وصیتنامهاش گفته بود: "من اینجا هستم، مرا فراموش نکنید."
و ما، نه تنها فراموشش نخواهیم کرد، بلکه راه و یادش را در دلهایمان زنده نگه میداریم.



نظرات
18سلام علیکم شهید بزرگوار من که فهمیدم هرکس بیایید سرمزارت انشاءالله حاجتش روا میشه من دسترسی ندارم اما خیلی دلم میخواهد بیاییم و انشاالله که میام به امید خدا اما از امروز که روزشهادتت هست براتون زیارت عاشورا ۴۰روز نیت میکنم میخونم که پسرم جواب کنکورش خوب باشه خودش خوشحال باشه و موفق باشد** شوهرم یخورده به من و بچه ها اهمیت بده و احترام مارا بگیره جلوی دوست وآشنا خوردوحقر نکنه بچه ها راودرکارهاوزندگی باما مشورت کنه وله ما برای هرجایی چه کاری گیر ندهد وبا خانواده وخواهروبرار خودم رابطه خوبی داشته باشه ** و برادرم که مادرم خیلی میخواهد یک زن خوب باحجاب ومتدین قسمتش کنه وحدت کمک کنه دختران حافظ قرآن شوند وردپرس و زندگی موفق باشند خودمم در خوندن قرآن و مداحی موفق باشم و نماز اول وقت خوندن خودم بچه ها و اعتقادم به خدا زیاد بشه ممنونتم آقا سجاد گل
دعاکنیدخداونددرآخرت زنان زیبابهم بده خدارحمت کند.این شهیداسلام را
من تاحالا نرفتم سر مزار شهید عزیز ولی دوبار ازش حاجت گرفتم
بخدا که نفس این شهید بزرگوار حقه من ازراه دور ایشان را زیارت کردم خیلی معجزه وار از ایشان حاجت گرفتم. خداوند علو درجات بهشتی رو نصیب ایشان کند.
سلام و درود به سجاد نازنین. امیدوارم پیام من و بخونی من تا حالا سر خاک شما نیامدم.لطفا شما یه سری به من و زندگیم بزن چون اوضاع مادی معنوی من خیلی خیلی خرابه .چون از خداوند و چهارده معصوم ع نتونستم جوابی بگیرم بلد نشدم .شما که عزیزی شما برای من بخواه و بگیر .به امید دیدار .منتظرم ....
رضوان خدابرشهدوالامقام زبرجدی وتمامی شهدای شاهد اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
من چندین بار در سخت ترین مشکلات به این شهید بزرگوار متوسل شدم و با توکل خدا وعنایت خدا و این شهید مشکلم حل شد امروزم مجددا برای مشکل پسرم متوسل شدم وانشااله نذر کردم هفته دیکه سر مزارش سفره ام البنین بندازم به امید قدر دانی از شهدای پاک سرزمینم
و تو شدی بهترین هدیه ای ک خدا سر راهم قرار داد تو شدی داداش نداشته ام ای عزیز دلم قراره خیلی باهم دوست شیم و قراره خیلی معجزه در زندگیم قرار دهی ک اولینش این بود ک مرا انتخاب کرده ای برای خواهری❤️🫀
سلام ودرود ورحمت خدا بر شما شهید بزرگوار سجاد زبرجدی عزیز،بدون تعارف زیارتگاههای زیادی رفتم،ولی تنها جایی که اروم میشم مزار شهدا ومزار شما بزرگوار در بهشت زهرا ست،وواقعا من به حاجتی که داشتم به لطف شما رسیدم وارزو وخواهشی که از شمادارم اون دنیا مارا شفاعت کنی...
روح خدا شهید بزرگوار سجاد زبرجدی از این بنده ی مظلوم و خسته دل برگشته از نبردهای طاقت فرسا و طولانی باروحی تکه تکه شده ب تو و خدای تو رو آوردم ..بگو سخت محتاج کمک خدام بگومن مانده ام و دو فرزند .تنها و غمدیده ..بگو خداوند حق منو بچه هام و حق همسر مظلوم و کشته شده و شهیدم رو از قاتلینش بگیره بگو این راز سر ب مهر شده را عیان کن و دست قاتلین و دشمنان همسرم را برای همه مثل روز روشن کن برای من و فرزندانم دعاکن .دعاکن خداوند نگهدار آنها باشد و آنها را براه راست هدایت کند و در زمره ی صالحین قرار بگیرند برای من دعاکن ک بتونم دوباره زندگیمو بسازم
برام دعا کن سجاد جون شهید راه حق تو پیش خدا ارز و قرب زیادی داری بچه هام زیر سایه امام زمان بزرگ بشن انشالله مرگ مو با شهدا ختم کن سایه مامان بابام بالای سرمون باش نماز دعا هامون. قبول بشه انشالاه روزی زیاد و حلال بهمون بده عا کن شهیدم
مگه تو چقدر خوب بودی ک اینجوری عنایت خدا قرار گرفتی کاش میدونستم چیکار کردی دعا کن بیام تهران سر مزارت برام دعاکن برای ایران مردم ایران دعا کن حال هیشکی الان خوب نیست
سلام برشهیدان راهحق شهید عزیز دعاکن برای ازدواج وخوشبختی پسرم وهدایت موفقیت دخترم وسلامتی وعاقبت بخیری خانوادم ماهه شبهای جمعه سوره واقعه به نیت شما میخانم
سلام برشهیدان راهحق شهید عزیز دعاکن برای ازدواج وخوشبختی پسرم وهدایت موفقیت دخترم وسلامتی وعاقبت بخیری خانوادم ماهه شبهای جمعه سوره واقعه به نیت شما میخانم
ای شهید والامقام ، درود و رحمت خداوند بر توباد ، حاجتی دارم دستم را بگیر و از درگاه خداوند متعال حاجتم که شفای کامل پسرم هست را به من هدیه کن ، شفای تمام بیماران را از درگاه خداوند متعال درخواست بفرما ، در آخرت شفاعتم کن رستگار شوم ، درد ها رنج ها و مصیبت هارا از خودم و خانواده ام دور کن ، و بزرگ ترین دعایم را که ندیدن مرگ عزیزانم است را به من هدیه کن .آمین .
بیخود نبوده عدد ۵۹رو دوست داشته .سال ۹۵ شهیدمیشه
سلام داداش سجاد برای اولین بار که اسمت رو شنیدم به خدا گفتم گمشده ام را پیدا کردم نذر کردم برایت بعد از ختم قران ۳۰شب برایت زیارت عاشورا بخوانم مشکلم را میدانم به کمک و یاری خدا حل خواهی کرد انشالله کنار ارامگاهت خواهم امد ای شهید عزیز قسمت میدم به خونهایی که از تک تک شهدا ریخته شده مشکلات همه حل بشه
سلام -ای شهید بزرگ وار -هر کجا هستی -به آقا عباا عبدالله الحسین <ع>سلام مارابه آقا برسان-به خانواده-دائی و طاهری هم نظری کن -<ک-م-ا-ل>